تحلیل امکان تقرّب هنر به مفاهیم دینی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

مدرسه اسلامی هنر

چکیده

با ملاک صورت (فرم) می‌توان نسبت هنر با دین را تعریف کرد و هنر را به دو دسته هنرهای مقرّب و هنرهای مبعّد تقسیم بندی کرد.
هنرهای مقرّب هنرهایی هستند که  امکان تقرب هنر به مفاهیم دینی را فراهم می‌آورند با این ویژگی که چندان به جزئیات نمی‌پردازند و با کمک نمادها موضوع اثر را به نمایش می‌گذارند. مخاطب در این دست هنرها، انسانی منفعل نیست؛ بلکه با کمک اوست که اثر هنری تکمیل می‏شود. هنرهای اسلامی بیشتر از نماد استفاده می‌کنند و به واسطه نماد، منظور خود را به مخاطب منتقل می‌کنند و آسیبی به مفهوم دینی اثر وارد نمی‌کنند؛ به همین دلیل هنر مقرّب می‌تواند مفاهیم دینی به با حفظ چارچوب آن به مخاطب منتقل کند.
اما هنرهای مبعّد، هنرهایی هستند که تلاش می‌کنند همه جزئیات را به تصویر بکشند و کوچک‏ترین نکته‌ای را فرو نمی‌گذارند. در حالی‏که تلاش برای نمایش جزئیات در امور غیرمحسوس، موفّقیت‏آمیز نیست؛ زیرا از یک‏سو اصرار دارد، تصویر همراه با جزئیات امر غیر محسوس را نمایش دهد از سوی دیگر تصویری از امر غیر محسوس نزد خود ندارد. در نتیجه تصویر تحریف‏شده و جعلی از امور غیر محسوس دینی ارائه می‌دهد. روشن است که این دست هنرها نمی‌توانند واسط میان مخاطب و پیام دینی باشند.

کلیدواژه‌ها


 

اج‏الدّینی، علی. 1376، مبانی هنر معنوی، تهران، حوزه هنری.

پاکباز، رویین. 1383، دایره المعارف هنر، تهران، فرهنگ معاصر.

ترحمتی, انشاءالله. 1383، هنر و معنویت. تهران، موسّسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران.

رزسگای، ماری. 1385، معراج‏نامه سفر معجزه‏آسای پیامبر (ص)، ترجمه مهناز شایسته‌فر، تهران، انتشارات موسّسه مطالعات هنر اسلامی.

کن‏بای، شیلا. 1378، نقاشی ایرانی، ترجمه مهدی حسینی، تهران، دانشگاه هنر.

مددپور، محمّد.1377، حکمت معنوی و ساحت هنر، تهران، حوزه هنری.

نصر، سیّدحسین. 1389، هنر و معنویت اسلامی، تهران، حکمت.

نصری، امیر. 1388، حکمت شمایلهای مسیحی، تهران، چشمه.

هایدماینر، ورنن. 1387، تاریخ تاریخ هنر؛ سیری در تاریخ تکوین نظریه هنر، ترجمه مسعود قاسمیان، تهران، سمت.